حقیقت فوری آویچی در سال ۲۰۱۶: چرا از تورینگ دست کشیدم

تیم برگلینگ، که در سطح جهانی با نام آویچی شناخته می‌شود، در سال ۲۰۱۶ تصمیم دردناکی برای توقف تور خود گرفت. او سال‌ها قبل از درگذشت غم‌انگیزش، تصمیم گرفت از خواسته‌های بی‌وقفه اجراهای زنده فاصله بگیرد. تجربه گسترده من در صنعت موسیقی، همراه با ساعت‌های بی‌شمار تحقیق، پاسخ روشنی را نشان می‌دهد. این یک هوس نبود. این […]

حقیقت فوری آویچی در سال ۲۰۱۶: چرا از تورینگ دست کشیدم

تیم برگلینگ، که در سطح جهانی با نام آویچی شناخته می‌شود، در سال ۲۰۱۶ تصمیم دردناکی برای توقف تور خود گرفت. او سال‌ها قبل از درگذشت غم‌انگیزش، تصمیم گرفت از خواسته‌های بی‌وقفه اجراهای زنده فاصله بگیرد. تجربه گسترده من در صنعت موسیقی، همراه با ساعت‌های بی‌شمار تحقیق، پاسخ روشنی را نشان می‌دهد. این یک هوس نبود. این یک گام ناامیدانه و ضروری برای نجات جان خودش بود. او با مشکلات شدید و رو به رشدی در سلامت جسمی و روانی روبرو بود. این مشکلات مستقیماً توسط برنامه کاری طاقت‌فرسای یک سوپراستار تشدید شدند. DJ... اعلام او فریادی برای کمک بود. او باید رفاه خود را در اولویت قرار می‌داد. او به دنبال بازیابی ظاهری از زندگی عادی بود. به اعتقاد من، این تصمیم شجاعت عظیمی را نشان داد.

من از نزدیک شاهد فشار عظیم بر هنرمندان بوده‌ام. داستان آویچی یادآوری آشکاری از این واقعیت‌هاست. او یک پیشگام بود. او [هنرمندان را] به ارمغان آورد electronic dance music به یک صحنه جهانی. با این حال، این موفقیت با هزینه شخصی عمیقی به دست آمد. خواسته‌ها بی‌رحمانه بودند. انتظارات نجومی بودند. بدن و ذهن او به سادگی نمی‌توانستند با آنها همراه شوند. او انتخاب خود را برای حفظ خود انجام داد. این انتخابی بود که بسیاری از افراد در موقعیت او برای انجام آن تلاش می‌کنند. بینش من در مورد این صنعت، وخامت وضعیت او را برجسته می‌کند. او واقعاً گزینه دیگری نداشت.

ظهور یک سوپراستار DJ و فشارهای نادیده

از تولیدکننده‌ی لوازم اتاق خواب تا پدیده‌ای جهانی

ظهور آویچی برق‌آسا بود. انگار یک شبه اتفاق افتاد. یک لحظه، او یک تهیه‌کننده‌ی بااستعداد و اهل استکهلم بود. لحظه‌ی بعد، او در جشنواره‌های بزرگ اجرا داشت. آهنگ «Levels» او غوغا کرد. این آهنگ انقلابی بود. این آهنگ، دورانی از موسیقی الکترونیک را تعریف کرد. ناگهان، همه نام او را می‌دانستند. DJ اغلب تنظیم می‌کند featured آهنگ‌هایش. آنها فوراً مورد پسند عموم قرار می‌گرفتند. صدای او تازه بود. نوآورانه بود. با چیزهای دیگر ترکیب شده بود house music با حساسیت‌های پاپ. این او را به سوپراستار تبدیل کرد. دنیا آویچی بیشتری می‌خواست. تقاضا سیری‌ناپذیر بود. او به سرعت به یکی از پردرآمدترین‌ها تبدیل شد. DJs این صعود سریع هیجان‌انگیز بود. همچنین فوق‌العاده دلهره‌آور. یادم می‌آید که به مقیاس موفقیت او فکر می‌کردم. واقعاً بی‌سابقه بود.

سختی بی‌امانِ EDM مدار

زندگی یک جهانگرد DJ اصلاً جذاب نیست. از بیرون هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد. به شما اطمینان می‌دهم که از نظر جسمی و روحی طاقت‌فرسا است. برنامه‌ی آویچی فوق‌العاده طاقت‌فرسا بود. او سالانه صدها اجرا داشت. مدام پرواز می‌کرد. هر هفته از قاره‌ها عبور می‌کرد. زمانی برای استراحت وجود نداشت. زمانی برای ریکاوری وجود نداشت. تجربیات خودم با سفرهای طولانی در مقایسه با آن رنگ می‌بازد. او با کمبود خواب مزمن مواجه بود. از پرواززدگی شدید رنج می‌برد. حفظ یک رژیم غذایی سالم غیرممکن بود. وعده‌های غذایی اغلب در حال حرکت خورده می‌شدند. آنها به ندرت مغذی بودند. سفر مداوم آسیب زیادی به بار می‌آورد. حتی قوی‌ترین افراد را نیز فرسوده می‌کند. من افراد زیادی را دیده‌ام DJs با این موضوع دست و پنجه نرم می‌کرد. وضعیت آویچی وخیم بود. او در اوج رشته خود بود. این به معنای اجراهای حتی بیشتر بود. به معنای زمان استراحت حتی کمتر بود. انتظار این بود که همیشه "فعال" باشد. این چرخه برای هیچ‌کس پایدار نیست.

DJ خود غرفه یک محیط طاقت‌فرسا است. شب‌های طولانی. موسیقی بلند. انرژی زیاد. همه اینها شما را تحلیل می‌برد. جمعیت از انرژی شما تغذیه می‌کند. باید تمام تلاش خود را بکنید. شب به شب. آویچی این واقعیت را تجربه کرد. مشاهدات شخصی من این چالش‌ها را تأیید می‌کند. بسیاری از هنرمندان به مکانیسم‌های مقابله ناسالم روی می‌آورند. آنها به دنبال راه‌حل‌های سریع برای انرژی هستند. آنها سعی می‌کنند راه‌هایی برای استراحت پیدا کنند. این یک الگوی رایج است که من شاهد آن بوده‌ام. انزوای اتاق‌های هتل در این امر نقش دارد. حرکت مداوم مانع از هرگونه ثبات می‌شود. این سبک زندگی، اگرچه به ظاهر پر زرق و برق است، اما یک تله است. شما را فرسوده می‌کند. سلامتی شما را از بین می‌برد. جای کمی برای هر چیز دیگری باقی می‌گذارد. این دنیای آویچی بود.

عوارض جسمی: ​​فروپاشی بدن

پانکراتیت حاد و مشکلات کیسه صفرا

سلامت جسمی آویچی خیلی زود رو به وخامت گذاشت. او آشکارا در مورد مشکلاتش صحبت می‌کرد. در سال ۲۰۱۴، او تحت عمل جراحی قرار گرفت. پزشکان کیسه صفرا و آپاندیس او را برداشتند. این اتفاق پس از یک دوره شدید پانکراتیت حاد رخ داد. این بیماری فوق‌العاده دردناک است. باعث التهاب لوزالمعده می‌شود. مصرف الکل اغلب یک عامل مؤثر است. سبک زندگی تورینگ بی‌وقفه قطعاً این امر را تسهیل می‌کرد. تحقیقات من نشان می‌دهد که ارتباط مستقیمی وجود دارد. بسیاری DJs متوجه می‌شوند که برای کنار آمدن با این شرایط به الکل روی می‌آورند. به اضطراب کمک می‌کند. به خواب کمک می‌کند. به یک عصا تبدیل می‌شود. این بدون شک بخشی از مبارزه‌ی آویچی بود. درد بسیار زیاد بود. بهبودی دشوار بود. با این حال، او به تور بازگشت. او برای ادامه دادن تحت فشار بود. همانطور که می‌گویند، نمایش باید ادامه یابد. این طرز فکر خطرناک است. علائم هشدار دهنده حیاتی را نادیده می‌گیرد. بدن او به او می‌گفت که متوقف شود. او بدون توجه به این موضوع، به کارش ادامه داد. من فشار صنعت موسیقی را درک می‌کنم. گفتن «نه» سخت است.

عوارض ماندگار جراحی‌ها

جراحی یک درمان جادویی نیست. جای زخم به جا می‌گذارد. بر عملکردهای بدن تأثیر می‌گذارد. عمل‌های جراحی آویچی اثرات ماندگاری داشتند. او درد مزمن را تجربه کرد. سطح انرژی او به شدت کاهش یافت. او اغلب ضعیف بود. او برای حفظ استقامت خود تلاش می‌کرد. این برای یک اجراکننده ایده‌آل نیست. DJ باید پرانرژی باشند. آنها باید با جمعیت ارتباط برقرار کنند. درد او نیاز به دارو داشت. او برای گذراندن اجراها به مسکن‌ها متکی بود. این یک وابستگی خطرناک ایجاد می‌کند. تجربه من این الگو را به من نشان داده است. بسیاری از هنرمندان در این دام می‌افتند. آنها نیاز به اجرا دارند. آنها به تسکین درد نیاز دارند. دارو یک راه حل موقت ارائه می‌دهد. این مشکلات طولانی مدت ایجاد می‌کند. عوارض جانبی متعدد است. از جمله آنها می‌توان به خستگی اشاره کرد. آنها می‌توانند باعث مشکلات گوارشی شوند. این مشکلات موجود را پیچیده‌تر می‌کند. بدن او دائماً در حال مبارزه بود. با بیماری مبارزه می‌کرد. با درد مبارزه می‌کرد. با دارو مبارزه می‌کرد. این یک نبرد شکست خورده بود.

اعتیاد و خوددرمانی

وابستگی به مسکن‌ها و الکل بیشتر شد. این به یک چرخه معیوب تبدیل شد. او برای کنار آمدن با مشکلات به آنها نیاز داشت. برای اجرا به آنها نیاز داشت. برای خوابیدن به آنها نیاز داشت. این منجر به اعتیاد شد. او آشکارا این را اعتراف کرد. او در مستندها در مورد مشکلاتش صحبت می‌کرد. سبک زندگی تورها به آن دامن می‌زد. الکل به راحتی در دسترس بود. مسکن‌ها تجویز می‌شدند. فرار از این تله دشوار بود. ترک این عادت‌ها در جاده تقریباً غیرممکن است. هیچ ثباتی وجود ندارد. هیچ سیستم پشتیبانی ثابتی وجود ندارد. نظر کارشناسی من در این مورد واضح است. اعتیاد در صنعت سرگرمی شایع است. این یک مکانیسم مقابله رایج است. محیط پرفشار اوضاع را بدتر می‌کند. آویچی سعی کرد از آن رها شود. او وارد مرکز ترک اعتیاد شد. او به دنبال کمک بود. اما فشارهای اساسی همچنان پابرجا بود. متوقف کردن این چرخه دشوار بود. این امر عمیقاً بر توانایی او برای ادامه تأثیر گذاشت. سلامت او را از درون تحلیل برد. آرامش خاطر او را دزدید.

بار روانی: ذهنی تحت محاصره

اضطراب و فشار عملکرد

فراتر از بیماری‌های جسمی، آویچی با مشکلات عمیق سلامت روان دست و پنجه نرم می‌کرد. او از اضطراب شدید رنج می‌برد. این امر به ویژه قبل از اجراها صادق بود. او آشکارا این را اعتراف کرد. فشار برای ارائه همیشه آهنگ‌های پرفروش بسیار زیاد بود. هر آهنگ جدید مورد بررسی دقیق قرار می‌گرفت. هر اجرا مورد قضاوت قرار می‌گرفت. نگاه عمومی بی‌رحم است. طرفداران انتظار کمال دارند. همتایان صنعت موسیقی انتقاد می‌کنند. این بررسی مداوم خفه‌کننده است. من این فشار را از نزدیک می‌شناسم. اگرچه در مقیاس کوچکتر، اما همیشه وجود دارد. برای کسی مثل آویچی، این فشار تشدید شده بود. اضطراب او ناتوان‌کننده بود. او احساس می‌کرد که نمی‌تواند مطابق با هیاهو عمل کند. او احساس می‌کرد که دائماً مردم را ناامید می‌کند. این احساس، حس عمیقی از ناراحتی ایجاد می‌کرد. این تورها را عذاب‌آور می‌کرد. هر اجرا را به یک نبرد تبدیل می‌کرد. او آن را یک کابوس توصیف می‌کرد. این فشار روانی به اندازه فشار جسمی مخرب بود. شادی او را برای موسیقی از بین می‌برد. شور و اشتیاق او را از بین می‌برد.

انزوای ستاره شدن

ستاره شدن می‌تواند به طرز باورنکردنی منزوی‌کننده باشد. شما توسط افراد زیادی احاطه شده‌اید. مدیران، نمایندگان، تبلیغاتچی‌ها، خدمه. با این حال، اغلب عمیقاً تنها هستید. پیدا کردن ارتباطات واقعی دشوار است. هر کسی چیزی از شما می‌خواهد. حفظ دوستی‌های واقعی دشوار است. روابط تیره و تار می‌شوند. آویچی این را به شدت احساس کرد. او از خانواده و دوستانش جدا شده بود. زندگی او دائماً در حال تغییر بود. این باعث می‌شود اعتماد به مردم دشوار باشد. این حس جدایی ایجاد می‌کند. مشاهدات من نشان می‌دهد که این یک موضوع رایج است. بسیاری از هنرمندان این تنهایی را احساس می‌کنند. سطحی بودن این صنعت شایع است. دوستان جعلی ظاهر می‌شوند. محرمان واقعی نادر هستند. این انزوا مشکلات سلامت روان را تشدید می‌کند. به احساس ناامیدی دامن می‌زند. درخواست کمک را دشوارتر می‌کند. آویچی، با وجود شهرت جهانی‌اش، عمیقاً احساس تنهایی می‌کرد. این بار سنگینی برای حمل کردن بود.

معمای خلاقیت

آویسی در قلبش یک هنرمند بود. او عاشق ساختن موسیقی بود. او عاشق فرآیند خلاقیت بود. با این حال، تورها این را تقریباً غیرممکن می‌کرد. زمانی برای الهام گرفتن وجود نداشت. جایی برای تأمل آرام وجود نداشت. او احساس می‌کرد یک کالا است. او محصولی برای فروش بود. او یک اجراکننده بود، نه یک خالق. این معضل هنری عمیقاً او را آزار می‌داد. او می‌خواست موسیقی بسازد. او می‌خواست آزمایش کند. او می‌خواست نوآوری کند. برنامه تور مانع این امر می‌شد. او احساس می‌کرد که جرقه خلاقیت خود را از دست می‌دهد. او دائماً خسته بود. چگونه می‌توانید وقتی فرسوده هستید، الهام بگیرید؟ من این مبارزه هنری را درک می‌کنم. این یک شکایت رایج در بین نوازندگان شاغل است. شادی خلق کردن از بین می‌رود. به یک شغل تبدیل می‌شود. برای آویسی، این به ویژه دردناک بود. موسیقی راه فرار او بود. به منبع فشار دیگری تبدیل شد. این خستگی ذهنی بیشتر در تصمیم او نقش داشت. او نیاز داشت هنر خود را بازیابد. او نیاز داشت شور و اشتیاق خود را بازیابد.

تصمیم به توقف تور: فریادی برای کمک

اعلامیه عمومی سال ۲۰۱۶

در ۲۹ مارس ۲۰۱۶، آویچی خبر خود را اعلام کرد. او نامه‌ای سرگشاده به طرفدارانش نوشت. نامه‌ای صمیمانه و فوق‌العاده صادقانه بود. او تصمیم خود برای بازنشستگی از تور را توضیح داد. او گفت که به «یک تغییر» نیاز دارد. او در مورد نیاز به «انجام کارهای بسیار بیشتر با زندگی‌ام» نوشت. او از اولویت دادن به «سلامتی و رفاه» خود صحبت کرد. واکنش فوری من احساسات متفاوتی بود. برای طرفدارانش ناراحت شدم. برای او احساس آرامش کردم. این یک تصمیم شجاعانه بود. پیام قدرتمندی فرستاد. او خودش را به شهرت ترجیح داد. او زندگی را به امرار معاش ترجیح داد. این برای هر کسی فوق‌العاده دشوار است. برای یک سوپراستار جهانی، تقریباً بی‌سابقه است. او جزئیات درک خود را شرح داد. او می‌دانست که نمی‌تواند ادامه دهد. او نوشت: «می‌دانم که از اینکه می‌توانم به سراسر جهان سفر کنم و اجرا داشته باشم، بسیار خوشبختم، اما برای زندگی یک شخص واقعی پشت این هنرمند، چیز زیادی برایم نمانده است.» این واقعاً با من طنین‌انداز شد. این یک اعتراف صریح بود.

سوء تعبیرها و واکنش‌های صنعت

این اعلام، موجی از شوک را در صنعت موسیقی ایجاد کرد. بسیاری برای درک این موضوع تقلا می‌کردند. برخی فکر می‌کردند که این یک استراحت موقت است. آنها نمی‌توانستند باور کنند که او به طور کامل بازنشسته خواهد شد. رسانه‌ها به شدت گمانه‌زنی کردند. هواداران دلشکسته بودند. آنها نمی‌توانستند شدت مشکلات او را درک کنند. آنها فقط موفقیت را می‌دیدند. DJ. آنها مرد رنج‌کشیده را ندیدند. من و همکارانم به طور مفصل در مورد آن بحث کردیم. ما مسائل اساسی را درک می‌کردیم. ما هنرمندان زیادی را دیده بودیم که تسلیم فشارهای مشابه شده بودند. عنصری از ناباوری وجود داشت. اما همچنین، حس همدلی قوی. ما می‌دانستیم که او این تصمیم را به راحتی نمی‌گیرد. او این کار را از روی ناچاری انجام می‌داد. این صنعت اغلب سرعت بی‌وقفه را ترویج می‌دهد. به ندرت مراقبت از خود را تشویق می‌کند. تصمیم آویچی این هنجار را به چالش کشید. این امر باعث ایجاد یک گفتگو شد. گفتگو در مورد رفاه هنرمند. گفتگوئی که مدت‌ها پیش باید انجام می‌شد. من سر و صدایی را که ایجاد کرد به یاد دارم. این یک لحظه مهم برای EDM.

جستجوی آرامش در کار استودیویی

آویچی تمایل خود را برای تمرکز بر تولید ابراز کرد. او می‌خواست در استودیو موسیقی بسازد. آنجا پناهگاه او بود. جایی بود که بیشترین احساس راحتی را در خانه داشت. جایی بود که نبوغ او واقعاً می‌درخشید. او امیدوار بود به ریشه‌های خود بازگردد. او می‌خواست یک خالق باشد، نه فقط یک اجراکننده. او احساس می‌کرد که استودیو حس کنترل را به او می‌دهد. به او اجازه می‌داد تا آزادانه خود را ابراز کند. بدون الزامات تور، می‌توانست استراحت کند. می‌توانست بهبود یابد. می‌توانست شور و شوق خود را دوباره کشف کند. باور من این است که این انگیزه هنری واقعی او بود. او عاشق خلق صداها بود. او عاشق ساخت آهنگ بود. صحنه هرگز هدف نهایی او نبود. وسیله‌ای برای رسیدن به یک هدف بود. او می‌خواست موسیقی خود را به اشتراک بگذارد. او لزوماً به دنبال توجه نبود. او آرامش می‌خواست. او زندگی متعادل‌تری می‌خواست. او این تعادل را از طریق خلق کردن جستجو می‌کرد. او معتقد بود که این او را التیام می‌بخشد. او قلب خود را در موسیقی جدید ریخت. این امید او برای آینده بود.

عواقب و پایان تراژیک

امید بهبودی

بسیاری، از جمله خود من، موجی از امید را احساس کردیم. ما معتقد بودیم که این تصمیم او را نجات خواهد داد. توقف تور، اولین قدم شجاعانه بود. این امر امکان بهبودی جسمی را فراهم کرد. فرصتی برای استراحت ذهنی فراهم کرد. انتظار بهبودی وجود داشت. فرصتی برای یافتن شادی. فرصتی برای داشتن یک زندگی عادی. من امیدهای زیادی به آینده او داشتم. من او را در حال ساخت موسیقی فوق‌العاده تصور می‌کردم. او را در حال زندگی مسالمت‌آمیز می‌دیدم. این اعلامیه مانند یک نقطه عطف بود. احساس می‌کرد که او کنترل را به دست گرفته است. احساس می‌کرد که زندگی را انتخاب می‌کند. طرفدارانش پشت سر او جمع شدند. صنعت موسیقی شجاعت او را ستود. به نظر می‌رسید که فصل جدیدی آغاز شده است. فصلی از شفا و خودشناسی. این امید به طور گسترده به اشتراک گذاشته شد. همه می‌خواستند که او موفق شود. همه می‌خواستند که او خوب باشد. رفاه او از همه چیز مهم‌تر شد.

نبرد پشت درهای بسته ادامه یافت

توقف تور، درمان نبود. مشکلات او را از بین نبرد. مسائل اساسی همچنان پابرجا بودند. اعتیاد یک مبارزه طولانی و دشوار است. مشکلات سلامت روان پیچیده هستند. آنها یک شبه ناپدید نمی‌شوند. آنها به تلاش مداوم نیاز دارند. آنها به حمایت مداوم نیاز دارند. آویچی به مبارزه با این شیاطین ادامه داد. او دیگر در جاده نبود. اما مبارزات درونی ادامه داشت. تروما هنوز وجود داشت. اضطراب باقی ماند. اعتیاد همچنان ادامه داشت. تجربه من این را به من می‌گوید. بهبودی زمان می‌برد. کار مداوم می‌طلبد. به یک سیستم حمایتی قوی نیاز دارد. او به درخواست کمک ادامه داد. او به کار روی خودش ادامه داد. اما وزن گذشته سنگین بود. فشار زندگی گذشته‌اش هنوز وجود داشت. خلاص شدن از شهرت جهانی سخت است. فرار از انتظارات سخت است. مبارزه خصوصی او ادامه داشت. این یک جنگ خاموش و شخصی بود. جنگی که او شجاعانه جنگید. جنگی که در نهایت باخت.

میراث ماندگار و درس‌های آموخته‌شده‌ی او

تأثیر آویچی بر موسیقی بی‌اندازه است. او یک ژانر را شکل داد. او الهام‌بخش میلیون‌ها نفر بود. موسیقی او زنده است. درگذشت او گفتگویی حیاتی را برانگیخت. این اتفاق سلامت روان را در صنعت موسیقی برجسته کرد. توجه را به رفاه هنرمندان جلب کرد. ما را مجبور کرد با واقعیت‌های تلخ روبرو شویم. ما باید از هنرمندان خود محافظت کنیم. ما باید از سلامت روان آنها حمایت کنیم. ما باید منابع ارائه دهیم. ما باید به فریادهای آنها برای کمک گوش دهیم. من معتقدم داستان او باید همچنان به ما بیاموزد. این یک داستان هشداردهنده است. این فراخوانی برای اقدام است. ما باید یک محیط سالم‌تر ایجاد کنیم. ما باید جان انسان‌ها را در اولویت قرار دهیم. ما باید فرهنگ را تغییر دهیم. موسیقی او همچنان پر جنب و جوش است. روح او همچنان الهام‌بخش است. میراث او در تاریخ حک شده است. اما داستان او همچنین به عنوان یک یادآوری غم‌انگیز عمل می‌کند. یادآوری شکنندگی زندگی. یادآوری مبارزات نادیده. یادآوری مهربان بودن. یادآوری گوش دادن. یادآوری حمایت کردن.

تصمیم آویچی برای توقف تور، اقدامی ناامیدانه برای حفظ جان خود بود. او با چالش‌های غیرقابل عبوری در سلامت جسمی و روانی روبرو بود. سختی‌های بی‌وقفه دوران حرفه‌ای‌اش این مسائل را تشدید کرد. او شجاعانه از کانون توجه کناره‌گیری کرد. او این کار را در تلاش برای التیام انجام داد. او در خلاقیت به دنبال آرامش بود. داستان او گواهی قدرتمند است. این داستان فشارهای وحشیانه صنعت موسیقی را نشان می‌دهد. اهمیت حیاتی سلامت روان را برجسته می‌کند. حرف آخر من واضح است. آویچی یک نابغه بود. او همچنین یک انسان بود. او سزاوار آرامش بود. او سزاوار فرصتی برای التیام بود. میراث او ما را به بهتر عمل کردن ترغیب می‌کند. ما باید از فداکاری او درس بگیریم. ما باید از رفاه هنرمندان حمایت کنیم. ما این را به او مدیونیم. ما این را به همه هنرمندان مدیونیم. موسیقی او برای همیشه بخشی از زندگی ما خواهد بود. مبارزه او برای همیشه درسی برای همه ما خواهد بود.

خانه بازی
Play House

Play House یک است DJ و تهیه‌کننده موسیقی ساکن پاریس، فرانسه. او تهیه‌کننده است house music, با تأثیراتی از afro house و deep house سبک‌ها